Sunday, May 23, 2010

باورهای يک تبعيدی

هر از هزار ايميل، گاهي يک ايميل به دستم مي رسه که به دلم مي نشينه
اين يکي از اونهاست يک مقدار عربي زدايي کردم تا ايرانيهای بيشتری باهاش حال کنند
زماني به همه اينها باور داشتم. اينک اما.. نمي دونم .. فکر کنم آن کس که در من به اينها باور داره اکنون جايي درون من، در ژرفای روانم خودش رو پنهان کرده و با سرسختي به اين باورهاش چسبيده

من باور دارم ...
که بگومگوی دو نفر با هم به معنى اين که آن‌ها همديگر را دوست ندارند نيست
و بگومگو يا زدوخورد نکردن دو نفر با هم نيز الزاما به اين معني نيست که آن‌ها همديگر را دوست دارند،


من باور دارم ...
که هر چقدر دوستمان خوب و يکرنگ باشد هر از گاهى از هم دلخور مي شويم و ما بايد بدين خاطر او را ببخشيم.


من باور دارم ...
که دوستى راستين همواره رشد مي کند حتى در دورترين فاصله‌ها. عشق راستين نيز همين گونه است.


من باور دارم ...
که ما مى‌توانيم در يک لحظه کارى کنيم که براى همه ی زندگيمان دل ما را به درد آورد.


من باور دارم ...
که زمان زيادى نياز است تا من همان آدم بشوم که مى‌خواهم.


من باور دارم ...
که هميشه بايد کسانى که صميمانه دوستشان دارم را با واژه های زيبا و دوستانه ترک گويم زيرا ممکن است واپسين بارى باشد که آن‌ها را مى‌بينم.


من باور دارم ...
که ما مسوول کارهايى هستيم که انجام مى‌دهيم، صرفنظر از اين که چه احساسى داشته باشيم.
من باور دارم ...
که گاهى کسانى که انتظار داريم در مواقع پريشانى و درماندگى به ما ضربه بزنند، به کمک ما مى‌آيند و ما را نجات مى‌دهند.


من باور دارم ...
که گاهى حق دارم که خشمگين باشم امّا اين به من اين حق را نمى‌دهد که ستمگر و بي انصاف باشم.


من باور دارم ...
که بلوغ بيشتر به انواع تجربياتى که داشته‌ايم و آنچه از آن‌ها آموخته‌ايم بستگى دارد تا به اين که چند بار جشن تولد گرفته‌ايم.


من باور دارم ...
که هميشه کافى نيست که توسط ديگران بخشيده شويم، گاهى بايد ياد بگيريم که خودمان هم خودمان را ببخشيم.


من باور دارم ...
که صرفنظر از اين که چقدر دلمان شکسته باشد دنيا به خاطر غم و اندوه ما از پويش باز نخواهد ايستاد.


من باور دارم ...
که زمينه‌ها و شرايط خانوادگى و اجتماعى برآنچه که هستم تاثيرگذار بوده‌اند امّا من خودم مسوول آنچه که خواهم شد هستم.


من باور دارم ...
که نبايد خيلى براى کشف يک راز کند و کاو کنم، زيرا ممکن است براى هميشه زندگى مرا دگرگون کند.


من باور دارم ...
که دو نفر ممکن است دقيقاً به يک چيز نگاه کنند و دو چيز کاملاً متفاوت را ببينند.


من باور دارم ...
که زندگى ما ممکن است ظرف تنها چند ساعت توسط کسانى که حتى آن‌ها را نمى‌شناسيم دگرگون شود،


من باور دارم ...
که گواهى‌نامه‌ها و تقديرنامه‌هايى که بر ديوار می آويزيم براى ما گرانمايگي و آبرو به ارمغان نخواهند آورد.


من باور دارم ...
که کسانى که بيشتر از همه دوستشان دارم الزاما بيش از همه در زندگيم نخواهند پاييد،


من باور دارم ...
«شادترين مردم حتماً کساني نيستند که بهترين چيزها را دارند بلکه کساني هستند که از چيزهايى که دارند بهترين بهره برداری را مى‌کنند.»

No comments:

Post a Comment