Thursday, November 25, 2010

سندهای ديگری از جنايتهای نوچه های حکومت اسلامي رسوا مي شود

حکومت اسلام ناب طالباني هميشه به حزب ا.. به عنوان نوچه و قمه کش خاص خود افتخار مي کند
تلويژيون کانادا سندهای تازه ای درباره دست داشتن اين مزدوران خلافت اسلامي در ترور نخست وزير لبنان افشا کرده است

با رو شدن اين جنايتها جمهوری خليفه جهان اسلام ناگزير مي شود باز هم پول بيشتری برای ترميم نقاب اين جنايتکاران مزدورش در ميان مردم لبنان هزينه کند

اين خبر از راديو آمريکا ارايه مي شود

افشاگری تلویزیون دولتی کانادا درباره نقش حزب الله در ترور رفیق حریری

«سی بی سی» ، تلویزیون دولتی کانادا در گزارش مستندی در مورد ترور رفیق حریری، نخست وزیر پیشین لبنان به نقش عوامل حزب الله در این قتل و روند تحقیقات بازرسان ویژه سازمان ملل متحد پرداخته است.

نیل مک دانلد، خبرنگار سرشناس تلویزیون دولتی کانادا روز دوشنبه (٢٢ نوامبر) با دسترسی به اسناد و مدارک و به نقل از منابع معتبر گزارش داد بازرسان مورد حمایت سازمان ملل متحد دریافته اند که اعضای حزب الله در ترور رفیق حریری، نخست وزیر پیشین لبنان دست داشته اند.

بنا به گزارش «سی بی سی»، شواهد گردآوری شده از این واقعیت روشن حکایت دارد که «عوامل این قتل، اعضای حزب الله بودند».

حزب الله نقش اعضای خود در ترور رفیق حریری را به شدت رد کرده و اسرائیل را عامل این قتل خوانده است.

حسن نصرالله، رهبر حزب الله نیز طی ماه جاری تهدید کرد دستگیری عوامل این گروه به قطع دست متخاصمان منتهی خواهد شد.

انتظار می رود کمیته ویژه سازمان ملل متحد برای لبنان، نتیجه تحقیقات بازرسان ویژه و احکام خود در باره عوامل دخیل در قتل آقای حریری را اواخر سال ٢٠١٠ و یا اوایل ٢٠١١ اعلام کند.

بنا به گزارش «سی بی سی»، تحلیلگر بریتانیایی، فهرست تماس ها و یا دست کم تلفن های گروه ترور حریری را به بازرسان سازمان ملل نشان داده است.

خبرنگار دولتی کانادا به شواهد و اسناد تلفن های همراه و دیگر راه های ارتباطی عوامل پشت این ترور دست یافته است. فهرست تلفن های همراهی که یک شرکت بریتانیایی در سال ٢٠٠٧ به سفارش بازرسان سازمان ملل به دست آورده بود، از نقش عوامل حزب الله در لبنان در این قتل حکایت می کند.

در حالی که تحقیقات اولیه در مورد ترور رفیق حریری انگشت اتهام را به سوی اسرائیل و سوریه اشاره رفته بود و سعد حریری، نخست وزیر کنونی و پسر رفیق حریری، دمشق را به قتل پدرش متهم کرده بود، اما این اتهامات با انگیزه های سیاسی، توصیف شده بود.

درگزارش تلویزیون دولتی کانادا گفته شده است منابع مطلع، براین باور هستند که یک پلیس جوان لبنانی، پس از همکاری داوطلبانه در روند تحقیقات گروه کارشناسان سازمان ملل متحد، در لبنان به قتل رسید.

بنا به گزارش «سی بی سی»، بازرسان وقت کمیسیون تحقیق سازمان ملل همچنین می گویند رئیس دفتر رفیق حریری نفوذی بوده و در واقع با حزب الله همکاری می کرده است. وی هم اکنون ریاست سازمان اطلاعات و امنیت لبنان را به عهده دارد.

خبرنگار تلویزیون دولتی کانادا تاکید کرده است با وجود شواهد کافی برای تحقیق درباره نقش حزب الله در قتل رفیق حریری، یادداشت های سری سازمان ملل متحد نشان می دهد که ملاحظات سیاسی و محتاطانه بازرسان این سازمان، آن ها را نادیده انگاشتند و تحقیقات خود را پیگیری نکردند.

حزب الله از اظهار نظر درباره گزارش روز دوشنبه تلویزیون دولتی کانادا خودداری کرده است.

برهان حق، سخنگوی سازمان ملل متحد نیز گفته است از انتشار این گزارش مطلع است اما در مورد آن اظهارنظر نکرده است.

Wednesday, September 15, 2010

نگاه خردمندانه و مسوولانه جنبش فتح مردم فلسطين به تفاوت ميان رژيم حکومت اسلامي و مردم ايران

تازه ترين بيانيه جنبش فتح که دولت قانوني مردم فلسطين است نشانگر نگاه خردمندانه و دوربينانه اين دولتمردان به ايران و تفاوت آشکار با رژيم آخوندی است
اين تفاوت که متاسفانه حتي در ميان ايرانيان آزاده نيست گاه فراموش مي شود و نام و کردارهای پليد رژيم اسلامي جماران را ناآگاهانه و ساده انگارانه به پای ايران، دولت ايران و در برخي خبرگزاريهای غربي، تهران گذاشته مي شود نکته بسيار ظريف و هوشمندانه ايست که به روشني در بيانيه جنبش فتح آشکار است

اين بيانيه پس از جفنگ پراکني های خامنه ای در مراسم عيد فطر و دخالت و خود-جردادن های او برای حماس و عمال خود در لبنان و فلسطين صادر شده است
اصل خبر از نشريه روزآنلاين در زير آورده شده است


اعتراض فلسطینی ها به دخالت های جمهوری اسلامی

آرش بهمنی

جنبش "فتح" ضمن اعتراض به سخنان رهبر جمهوری اسلامی در نماز عیدفطر درباره فلسطین، از"سو‌استفاده بی‌شرمانه" از مبارزات ملت فلسطین در جهت اهداف "توسعه‌طلبانه" جمهوری اسلامی انتقاد و اعلام کرد که احمدی نژاد را نماینده ملت ایران نمی داند.

رهبر جمهوری اسلامی در خطبه‌های نماز عید فطر، از مذاکرات صلح بین اسراییل و فسطینیان انتقاد کرده و مساله فلسطین را مساله اول دنیای اسلام نامیده و گفته بود: "دشمنان ملت فلسطین و حامیان صهیونیستهای متجاوز برای سرپوش گذاردن بر جنایات آنها، در واشنگتن جلسه گرفتند و نام آن را هم كنفرانس صلح گذاشتند اما صلح چه كسی با چه كسی؟ و آیا با توجه به واقعیات و حقایق فلسطین اشغالی، این صلح اصولا معنا دارد؟"

در واکنش به این سخنان جنبش فتح بیانیه‌ای صادر کرد. این بیانیه که در روزنامه "الشرق الاوسط" منتشر شده، آمده است:"این سخنان اهداف نظام ایران و رهبری آن برای مصادره مسئله فلسطین و مبارزات و از خودگذشتگی‌های ملت آن به سود مطامع منطقه‌ای و اهداف توسعه‌طلبانه برملا می‌کند. اهداف نظام خامنه‌ای- احمدی‌نژاد که ملت دوست و برادر ایران را با تمام تکثرات قومی، دینی و مذهب‌ اش سرکوب می‌کند... اهدافی آشکار است که در پی توسعه شکاف میان فلسطینی‌ها و چند دسته کردن ملت عرب و کشاندن آن به جنگ‌های داخلی به سود خود است."

فتح در بیانیه خود با "تلاش‌های مستمر نظام خامنه‌ای ـ احمدی‌نژاد برای استفاده از مساله فلسطین به عنوان برگ برنده‌ای در چالش با غرب و ابزاری برای دخالت در امور کشورهای عرب و ضربه زدن به منافع ملی فلسطینی‌ها" اعلام مخالفت کرده است.

جنبش فتح در بیانیه خود با اشاره به سخنان پیشین محمود احمدی‌نژاد درباره مذاکرات صلح و تشکیلات خودگردان فلسطین با تاکید بر اینکه "پیش‌تر نخواسته بود به سخنان مشابه احمدی‌نژاد پاسخ دهد زیرا که او رئیس جمهوری نامشروع و غاصب قدرت است و مردم ایران را نمایندگی نمی‌کند" نوشته است: "هنگامی که خامنه‌ای سخن می‌گوید، باید با تمام توان در مقابل این دخالت‌های فضاحت بار در مسائل داخلی ملت فلسطین و جسارت به این ملت ایستاد."

فتح از رهبر جمهوری اسلامی خواسته از دخالت در مسائل داخلی فلسطینی‌ها دست بردارد.


Monday, July 26, 2010

چرا خليفه جهان اسلام از مرده بزرگواران نيز مي هراسد


من با همه انديشه های شاملو همرای نيستم. بويژه آنجا که به بزرگواراني چون فردوسي و به سبکهای کلاسيک شعر پارسي مي تازد
با اين همه بيشتر سروده ها و نوشته هايش و نيز سلوکش در دوری جستن از پليدی همکاری با خلافت اسلامي، برگهای درخشان، و فراتر از آن، درختهای تنومندی در سرزمين آزاديخواهي ست که خستگان را سايه و ميوه مي بخشد و رهروان را سنگ نشاني ست

جمهوری اسلامی آنچنان از او مي هراسد که ديروز و در دهمين سالگرد درگذشت اين شاعر ايراني، اجازه برپايي مراسم سالگرد را از خانواده و دوستدارانش دريغ کرد و به بهای بي آبرويي - که البته نزد آنها بهايي نيست - آن جمع را پراکند

از جمله شعرهايي که به کوتاهي خار در چشم خامنه ای و مصباح پرستان مي کند، اين شعر است که سرنوشت نهايي آنها را هشدار مي دهد. همين تکه سروده به تنهايي نشان مي دهد که چرا اين ددمنشان که اينهمه بوق های تبليغاتي و اينهمه بي سواد و بي خرد برای پيروی دارند، اينچنين از او مي هراسند

باش تا نفرین دوزخ از تو چه سازد

که مادران سیاه پوش

داغدار زیباترین فرزندان آفتاب

هنوز از سجاده ها سر بر نگرفته اند

Thursday, July 22, 2010

کاری تازه برای گراميداشت زنان قرباني رژيم جنايت اسلامی: نامگذاری میدان های اروپایی به نام زن ایرانی



به روز شده: 23:15 گرينويچ - چهارشنبه 21 ژوئيه 2010 - 30 تیر 1389

'طرح نامگذاری میدان های اروپایی به نام زن ایرانی'

شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل، می گوید طرحی در دست تهیه است که در صورت اجرا هفت هزار میدان اروپایی به نام زن ایرانی نامگذاری خواهد شد.

خانم عبادی به بی بی سی فارسی گفت که این طرح را به مارتا وینچنزی، شهردار جنوا در ایتالیا، پیشنهاد داده و قرار است به همراه خانم وینچنزی با مسئولان شهرهای مختلف اروپایی رایزنی کند.

این فعال حقوق بشر هدف از اجرای این طرح را گرامیداشت "مبارزات آزادیخواهانه زنان ایران" اعلام کرد.

خانم عبادی چهارشنبه سی ام تیر (۲۱ ژوئیه) در مراسم نامگذاری یکی از میدان های شهر جنوا به نام "زن تهران" شرکت کرد و به عنوان شهروند افتخاری این بندر شمالی ایتالیا معرفی شد.

او به بی بی سی فارسی گفت که هدف شورای شهر جنوا از این نامگذاری تجلیل از تمام زنان ایرانی است که در سیزده ماه اخیر در تهران سرکوب شدند.

خانم عبادی گفت: "در حوادث یک سال اخیر، زنان زیادی در شهر تهران جان خود را از دست دادند، چه کرد، چه بلوچ، چه آذری، چه عرب زبان و چه سایر اقوام دیگر."

این برنده جایزه صلح نوبل در جریان پرده برداری از لوح یادبود میدان "زن تهران" نیز برای شرکت کنندگان سخنرانی کرد.

او در بخشی از سخنانش ضمن تجلیل از ندا آقاسلطان، دانشجویی که به چهره اعتراض مخالفان دولت ایران بدل شد، از "شبنم سهرابی که هنگام عزاداری در روز عاشورا پلیس با ماشین او را زیر گرفت" و نیز "دو دختر دانشجو که ساعت سه نیمه شب و به هنگام حمله پلیس به خوابگاه دانشجویان دانشگاه تهران در تاریخ ۲۴ خرداد ماه ۱۳۸۸ با شلیک گلوله به قتل رسیدند" یاد کرد.

خانم عبادی همچنین تلاش فعالان زن زندانی یا زندان رفته از جمله محبوبه کرمی، شیوا نظرآهاری، ژیلا بنی یعقوب، بدرالسادات مفیدی و نرگس محمدی را ستود.

او در سخنرانی اش ضمن محکوم کردن اعدام شیرین علم هولی، فعال کرد، نسبت به سرنوشت زینب جلالیان، "دختر جوان کردی که به علت فعالیت‌های مدنی و سیاسی محکوم به اعدام شده و ممکن است تا هفته آتی حکم اعدامش اجرا گردد" ابراز نگرانی کرد.

در آذرماه گذشته نیز یکی از خیابان های شهر سالمی ایتالیا به "دانشجویان تهران" تغییر نام یافت تا خاطره سرکوب دانشجویان در ۱۸ تیر ۱۳۷۸ زنده نگه داشته شود.

در واقع نامگذاری خیابانها و میدانهای ایتالیا در تجلیل از آزادیخواهان ایرانی به کشمکشی سیاسی بدل شده است.

دو سال پیش بعد از پیشنهاد شهردار رم برای نامگذاری یک خیابان این شهر به نام هجدهم تیر، شورای شهر تهران نیز تهدید به تغییر نام خیابان ایتالیا در پایتخت ایران کرد.

همچنین رسانه های محافظه کار ایران اوایل تیرماه امسال گزارش دادند بعد از نامگذاری یکی از خیابانهای پایتخت ایتالیا به نام ندا آقاسلطان، خیابان رم در تهران به ادواردو آنیلی تغییر اسم یافته است.

این منابع می گویند آقای آنیلی مسلمان شیعه بوده و ده سال پیش توسط "گروه های صهیونیست" ایتالیا بطرز مشکوکی کشته شده است.

Monday, July 12, 2010

هفتمين سالگرد کشتن زهرا کاظمی و بيانيه سازمان گزارشگران بدون مرز

جنایتهای سعید مرتضوی که همگی با اجازه خامنه ای و گهگاه برای پاچه خواری مصباح یزدی سالهاست که ادامه داشته است
این جنايتکار و باند حامی او نیز با هر جنایت شناخته تر شده و عده بیشتری اطلاعات لازم برای کیفر دادن آن ها را رو می کنند

امروز 20 تیر ماه هفتمین سالروز کشته شدن زهرا کاظمی در زندانهای جنایتکاران حکومت اسلامی ست
این خبرنگار شجاع تا واپسین لحظه های زندگی دربرابر این جنایتکاران اایستادگی کرد و آنچنان آنها را به خشم واداشت که با این که مي دانستند دولت کانادا از کشته شدن یک شهروندش در زندان این رژيم نخواهد گذشت، از فرط خشم و جنون او را به نامردی در زندان کتک زده و کشتند

به مناسبت هفتمین سال کشتن این خبرنگار ایرانی -کانادایی، سازمان گزارشگران بدون مرز بیانیه ای صادر کرده است که کوتاه شده آن را از رادیو فردا برایتان در زير آورده ایم

سازمان گزارشگران بدون مرز در هفتمین سالگرد قتل زهرا کاظمی بیانیه ای صادر کرد
سازمان گزارشگران بدون مرز به مناسبت هفتمین ساگرد قتل زهرا کاظمی بیانیه ای صادر کرد.در این بیانیه آمده است که ٧ سال پس از قتل زهرا کاظمی " فرهنگ مصونیت از مجازات" در ایران قربانی می‌‌گیرد.سازمان گزارشگران بدون مرز می افزاید :«سکوت و انفعال نهادهای بین‌المللی که حمایت‌گران رعایت حقوق بشرهستند، مساعد کننده این مصونیت است».در بیانیۀ این سازمان ضمن اشاره به عادی شدن بدرفتاری، تجاوز و شکنجه زندانیان در زندان‌های ایران به نام سعید مرتضوی ، دادستان سابق تهران به عنوان یکی از متهمان اصلی قتل زهرا کاظمی اشاره شده است.زهرا کاظمی خبرنگار ایرانی‌تبار کانادايی در دوم تير ماه سال ١٣٨٢ در حين عکس‌برداری از تجمع خانواده‌های زندانيان در مقابل زندان اوين بازداشت شد. اين روزنامه‌نگار در مدت بازداشت مورد ضرب و شتم قرار گرفت و بر اثر ضربات وارده در ٢٠ تير ماه در بيمارستان نظامی بقية‌الله اعظم جان سپرد .

Wednesday, July 7, 2010

جنايتکار ولخرجي به نام ولايت فقيه

از اين بدتر چه رژيمي را سراغ داريد؟ برای هر جنايتي که در حق ايران و ايرانيان مي کند، چندبرابر از ما غرامت مي خواهد!!! برای هر فشنگي که به تن هزاران ايراني آزاده شليک کرده است، ميليونها تومان غرامت مي گيرد و برای اين که مجبورت کند که اين پول را بدهي، پيکر بي جان فرزند را به گرو نگه مي دارد

همه اينها دستاورد رژيم جنايتکاری ست که خامنه ای و پيش از آن خميني برای چپاول و ارضای ددمنشي های سيری ناپذيرشان تاسيس کردند

به جز درد، اين رژيم هزينه هم دارد. راديو فردا گزارش مفصلي ارايه کرده است از هزينه های رژيم ولايت سفيه


۱۳۸۹/۰۴/۱۵

ولایت فقیه سالانه چقدر براى شهروندان ایرانى خرج در بر دارد؟

توسط مجید محمدی (جامعه‌شناس)

بنا به گزارش کاخ باکینگهام، دستگاه سلطنتى در بریتانیا در سال ۲۰۰۹ براى هر بریتانیایى به طور متوسط ۶۲ پنى هزینه داشته است که ۷ پنى کمتر از سال ۲۰۰۸ است. مخارج دستگاه سلطنتى براى مالیات دهندگان بریتانیایى ۳۸.۲ میلیون پوند در سال ۲۰۰۹ بوده است. (دیلى تلگراف، ۵ ژوییه ۲۰۱۰) تقلیل این مبلغ را مى توان به تلاش دستگاه سلطنتى براى تقلیل هزینه‌ها در شرایط بحران اقتصادى نسبت داد. بدین ترتیب هم کسانى که موافق سلطنت در این کشور هستند و هم کسانى که وجود این نهاد را حتى در این حد غیر عادلانه و در تقابل با حاکمیت بى قید و شرط مردم مى دانند با دستگاهى شفاف روبرو هستند که به مردم بریتانیا پاسخگوست.

آیا نهاد ولایت فقیه به عنوان نهادى غیر انتخابى و مبتنى بر امتیازات در ایران نیز چنین عمل مى کند؟ آیا شهروندان ایرانى حق دارند در مورد هزینه‌اى که براى ولایت فقیه از جیبشان مى رود سوال کنند؟ آیا مشخص است ولایت فقیه و دستگاه ذیل وى سالانه چقدر براى تک تک شهروندان ایرانى هزینه دارد؟ آیا دستگاه رهبرى در ایران را مى توان با سرانه ۶۲ پنى رتق و فتق کرد؟

جمهوریت یا مشروطه

در ایران نیز همانند همه جوامعى که حکومت جمهورى یا کاملا جمهورى نیست دو دیدگاه کاملا متقابل در مورد امتیازات روحانیت در حکومت وجود دارد: دیدگاه جمهوریخواه که امتیازات را براى هر قشر و گروهى یا تبعیض علیه هر قشر و گروهى را اساسا نفى مى کند، و دیدگاه مشروطه خواه که فرهنگ سیاسى جامعه را در شرایط امروز متناسب با حکومت جمهورى نمى داند و معتقد است بدون یک مرکز یا هسته استبدادى یا فرا انتخابى (مطلقه، دائم‌العمرى، فرا قانونى) کار دولت در ایران پیش نمى رود. در این دیدگاه دوم، دسته‌اى حکومت قشر صاحب امتیاز را با حفظ ضوابط و شرایطى مى پذیرند (مشروطه قانونى و پارلمانى) و دسته اى دیگر به هیچ ضابطه‌اى در عمل وفادار نیستند (حکومت مطلقه و انتصابى فقیه).

دسته اول ولى فقیه را شبیه ملکه بریتانیا مى خواهند که اولا در چارچوب ضوابطى خاص در کار حکومت دخالت کند و کار مردم را به مردم بسپارد، ثانیا دستگاه تحت نظر وى شفاف عمل کند و به مردم پاسخگو باشد، ثالثا فراتر از رقابت‌هاى سیاسى بایستد و نماد وحدت ملى باشد، و رابعا امکان نظارت بر این دستگاه و نهادهاى ذیل وى توسط نهادهاى قانونى کشور وجود داشته باشد. ضرورت چنین دستگاهى از نگاه مشروطه گرایان (خواه سلطنتى و خواه ربانى سالار) دخالت این نهاد در شرایط بحران سیاسى و تصمیم گیرى در شرایط اختلافات کشنده و فلج کننده است. آیا چنین شرایطى ر ایران محقق شده است که مشروطه خواهان قانونگرا یا پارلمانى پس از سى سال هنوز از این دیدگاه دفاع مى کنند؟ آیا اصولا روحانیت شیعه از یک سو و نهادهاى جامعه مدنى در سوى دیگر آماده توافق بر سر چنین نهادى با محدودیت هاى ذکر شده بوده‌اند؟ سطح شفافیت مالى از امورى است که بستر این آمادگى را توضیح مى دهد.

ورودى‌ها

سالانه ده‌ها هزار میلیارد تومان به حساب بیت رهبرى ریخته مى شود. منابع مشخص و شناخته‌ شده این ورودى‌ها درآمد آستان‌هاى قدس (درآمد حاصل از غبار روبى و موقوفات رضوى یا دیگر قبور خاندان ائمه در ایران)، بنیادها (مثل مستضعفان و جانبازان، شهید، ۱۵ خرداد، مسکن) و مجموعه اوقاف کشور هستند. همچنین در کشورى که ولى فقیه صاحب اموال بى صاحب، مصادره‌اى و انفال (تمام معادن زیر زمین، اراضى موات، جنگل‌ها و دیگر منابع طبیعى) به حساب مى آید منافع ناشى از اجاره یا فروش همه این‌ها به حساب رهبرى ریخته مى شود یا مى تواند ریخته شود.

در عرض سى و یک سال گذشته حتى در حد یک صفحه کاغذ گزارشى از حساب‌هاى رهبرى و دستگاه وى و دخل و خرج این حساب‌ها به مردم ایران عرضه نشده است. در مقابل بر اساس مصوبه‌هاى مجلس انتصابى دستگاه رهبرى از نظارت دستگاه هاى قانونى کشور استثنا شده‌اند. حتى مشخص نیست خبرگان رهبرى که وظیفه نظارت بر دستگاه وى را بر عهده دارند اما به طور غیر مستقیم منصوب وى هستند از این امور اطلاعى داشته باشند. هیچ کس به جز خاصان درگاه ولى فقیه نمى دانند سالانه چقدر درآمد از آستان قدس یا غبار روبى ضریح امام هشتم شیعیان یا از شرکت‌ها و موسسات وابسته به بنیادها به حساب رهبرى ریخته شده است و این درآمدها چگونه هزینه شده‌اند.

درآمدهاى نجومى بنیاد جانبازان که حدود ۱۰ تا ۲۰ درصد تولید ناخالص ملى کشور (حدود ۳۰ تا ۶۰ میلیارد دلار) را در اختیار دارد هیچگاه اعلام نشده است. بر اساس برخى تخمین‌ها بنیاد جانبازان سالانه صدها میلیون تا چند میلیارد دلار درآمد دارد. با این اطلاعات در ایران به صورت اطلاعات فوق سرى رفتار مى شود.

به دلیل همین عدم شفافیت است که همواره شایعاتى در مورد اخذ درصدى از درآمد نفت، درصدى از فروش هر اتومبیل و بسیارى دیگر از درآمدهاى دولت توسط دستگاه رهبرى میان مردم مطرح بوده است. مسئولیت اخلاقى و قانونى این شایعات نه بر عهده مردم بلکه بر عهده دستگاه رهبرى است که با پنهانکارى زمینه را براى این گونه شایعات فراهم مى کند. همچنین هیچگاه در مورد ثروت و درآمد افراد وابسته به خانواده خمینى و خامنه‌اى اطلاعاتى به مردم داده نشده است که این هم فضا را براى انواع حدس‌ها و گمان ها (در جامعه اى که سوء استفاده از قدرت یک اصل است و نه استثنا) فراهم مى آوره است. از همین جهت فهرست هاى گوناگونى از حساب‌هاى بانکى افراد منسوب به خامنه‌اى به سایت‌هاى اینترنتى راه یافته است.

خروجى‌ها

دستگاه رهبرى هیچ گاه روشن نکرده است چگونه ده ها هزار میلیارد تومان درآمد خود را هزینه مى کند: چقدر در حوزه‌هاى علمیه هزینه مى شود؟ مراکز تبلیغاتى حکومتى (تحت نظر خامنه‌اى و نه دولت) در خارج کشور سالانه چقدر هزینه دارند؟ چه میزان در خارج از کشور تحت عنوان تبلیغات اسلامى به گروه‌هاى ستیزه جو داده مى شود؟ آیا کمک‌ها به حماس و حزب الله یا دیگر گروه ها همه از حساب دولت و بر اساس تبصره‌هاى بودجه پرداخت مى شوند یا دستگاه رهبرى نیز در این حوزه هزینه مى کند؟ دستگاه رهبرى از حیث اداره و پرسنلى چقدر هزینه دارد و چه افرادى با چه مناصبى در این دستگاه حقوق و مزایا و مواجب مى گیرند؟ به چه افرادى (سیاسیون، هنرمندان، ادبا و غیره) به طور مرتب یا هر از چند گاهى از طرف بیت رهبرى پول پرداخت مى شود و این پرداخت‌ها چقدر است؟ در مورد این پرسش‌ها، جامعه ایران در تاریکى مطلق به سر مى برد.

در این میان تنها حدس ها و گمان‌هایى به چشم مى خورد. خامنه‌اى بیشترین شهریه را به طلاب حوزه‌ها مى پردازد، پرداختى که از دوره وى توسط رهبرى باب شد. اگر به طور متوسط ماهى ۶۰ هزار تومان (که بسیار محافظه کارانه در نظر گرفته شده است) به ۵۰ هزار طلبه شیعه از سوى خامنه‌اى پرداخت شود سالانه ۳۶ میلیارد تومان فقط میزان شهریه پرداختى است. خامنه اى داراى دفترى در قم است که به بسیارى از مدارس علمیه کمک مالى مى کند. گفته مى شود سالانه حدود ده میلیارد تومان به موسسات زیر نظر مصباح پرداخت مى شود (پابوسى مصباح از خامنه‌اى نمى تواند چندان ارزان قیمت بوده باشد). حوزه‌هاى علمیه اهل سنت نیز شهریه و دیگر هزینه‌هاى خود را از دستگاه رهبرى دریافت مى کنند تا مطیع ولى فقیه باشند. خامنه‌اى براى تحکیم مرجعیت خود به طلاب مستقر در نجف نیز شهریه مى پردازد (بنا به یک خبر، حدود ۱۲۰ هزار دینار عراقى معادل حدود یک میلیون ریال در ماه براى طلابى که درس خارج مى خوانند). در دیگر مدرس علمیه شیعه در لبنان و افغانستان و هند و بحرین و پاکستان نیز چنین هزینه‌هایى صرف مى شوند.

دستگاه رهبرى به انواع پروژه‌هاى ساختمانى (مدرسه، خوابگاه) در قم و مشهد و دیگر شهرها و کشورها مشغول است که سر به صدها میلیارد تومان مى زنند. خامنه‌اى در سفرهاى استانى خویش به کسانى که به دست بوسى وى مى روند سکه و پول نقد مى داده است (میزان آن روشن نیست) و اصولا سفرهاى استانى احمدى نژاد و جمع کردن نامه براى پرداخت پول نقد نوعى تقلید از رهبرى است.

دستگاه رهبرى امروز به یک دیوانسالارى عریض و طویل با هزاران کارمند و ده ها موسسه‌ تبلیغاتى و مدرسه در سراسر دنیا تبدیل شده که به بودجه‌اى چند صد میلیون دلارى سالانه براى اداره خود نیازمند است. تنها یک قلم از هزینه‌هاى این دستگاه که از طریق بودجه مجلس در داخل پرداخت مى شود حقوق و مزایاى حدود سى هزار نیروى سپاه انصار المهدى است که وظیفه حفاظت از خامنه‌اى و دیگر سران کشور را بر عهده دارد.

بودجه نهادهاى انتصابى و زائد تحت نظر رهبرى مثل شوراى نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نیز که از بودجه عمومى استفاده مى کنند نیز بخشى از هزینه هاى نهاد رهبرى است. با حذف ولایت فقیه و بازگشت حاکمیت به مردم این دستگاه‌ها نیز حذف و بودجه آنها صرف خدمات عمومى خواهد شد. عدم شفافیت نهاد رهبرى تا آن حد براى حکومت جدى است که حتى بودجه مصوب نهادهاى تحت نظر ولى فقیه مثل مجمع تشخیص و شوراى نگهبان در قانون بودجه مصوب مجلس نیز ذکر نمى شود.

گرانفروشى رهنمودها

در طول سى و یک سال گذشته رهبرى یا رئیس دفتر وى حتى براى یک بار در برابر خبرنگاران رسانه‌ها ننشسته‌اند تا به این پرسش‌ها و پرسش‌هاى دیگر پاسخ دهند و اصولا اگر کسى شجاعت به خرج داده و این سوالات را در فضاى ایران بپرسد بلافاصله سروکارش با دستگاه قضایى یا امنیتى است. رابطه میان رهبرى و دفتر وى با مردم یک طرفه است: رهنمودهایى از سوى این فرد یا دفتر وى اعلام مى شود و همه باید از آن ها بهره بگیرند و شکرگزار باشند.

پایین ترین حدس در مورد میزان ورودى و خروجى سالانه بیت رهبرى بر اساس اطلاعات فوق حدود سه و نیم میلیارد دلار و بالاترین حدس حدود ۱۸ میلیارد دلار (دومى، حدود پنج درصد بودجه سالانه کشور) است (اینها بر اساس مجموعه‌اى از حدس و گمان محاسبه شده‌اند و اگر دستگاه رهبرى آنها را خلاف واقع مى داند ارقام اصلى را اعلام کند). بدین ترتیب دستگاه رهبرى و ولایت فقیه سالانه میان پانصد تا دو هزار و پانصد دلار براى تک تک شهروندان ایرانى هزینه ایجاد مى کند. مشخص نیست چه حد از این میزان به مردم باز مى گردد (مثل هزینه‌هایى که بنیاد جانبازان براى جانبازان مى کند یا نمى کند) و چه حد هیچ نسبتى با مردم ندارد. بخشى از هزینه‌ها مثل شهریه به طلاب نیز اصولا نسبتى با وظایف رهبرى کشور ندارد و تنها جاه طلبى براى دست یابى به مرجعیت عامه موجب پرداخت آنها شده که منجر به فربه شدن بیش از حد دستگاه روحانیت در کشور شده است.

***
یکى از علل سقوط سلسله قاجار هزینه‌ بالاى دربار و دستگاه سلطانى و خدمات اندک آن به جامعه بود. در مقابل یکى از دلایل تداوم نهاد سلطنت در بریتانیا هزینه پایین این نهاد و خدمات متناسب آن به کشور بوده است. بدین ترتیب یکى از عواملى که باعث سقوط نهاد ولایت فقیه در ایران خواهد شد این پرسش است که آیا هزینه‌‌اى که مردم ایران براى نهاد ولایت فقیه مى کنند با دستاوردهایش برابرى مى کند. حکومت زمینه‌هاى پاسخ به این پرسش را فراهم نیاورده است.

Sunday, July 4, 2010

پس از ۲۵ سال، معمار «جنگ کثیف» آرژانتين پای میز محاکمه

زماني که همکاران آرژانتيني امثال طائب و نقدی به جنايت و اعدام مخالفان و معترضين بودند، هرگز فکر نمي کردند که زماني دولت آمريکا که در آن زمان گسترده ترين پشتيباني ها را از آنها مي کرد روزی آنها را به حال خود گذارد تا دادخواهان و خانواده قربانيان آزاديخواهي آرژانتين آنها را به دادگاه و زندانبکشانند و یا به مجازات مرگ محکوم کنند

اينک پس از 25 سال هنوز آمران و فرماندهان و نيز عمله آدمکش رژيم نظامي آرژانتين يافته و به دادگاه کشانده مي شوند

آخرين مورد اين دادگاهها محاکمه دوباره رييس جمهور نظامي 3دهه پيش آرژانتين است
خورخه رافائل بیدلا دیکتاتور سابق آرژانتین يک بار ديگر در سال 1985 دستگير و به زندان ابد محکوم شده بود اما 5 سال بعد با عفو کارلوس منم از زندان آزاد شده بود

اينک دوباره با لغو فرمانهای عفو کتره ای جنايتکاران ، اين جنايتکار دوباره دستگير و به زندان آورده شده است تا روز جمعه دوباره به دادگاه کشانده شود

خبر کامل را از
راديو فردا بخوانيد

۱۳۸۹/۰۴/۱۲
پس از ۲۵ سال، معمار «جنگ کثیف» پای میز محاکمه
به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس از بوینس آیرس ، خورخه رافائل بیدلا دیکتاتور سابق آرژانتین که رئیس یکی از خونبارترین حکومت های نظامی در آمریکای جنوبی بود به اتهام جنایت علیه بشریت در حدود ۲۵ سال پیش، روز جمعه محاکمه می شود.

بیدلا که اکنون ۸۴ ساله است به اتهام قتل ۳۱ زندانی سیاسی که پس از کودتای تحت رهبری وی به جوخه اعدام سپرده شدند، دادگاهی می شود. در آن زمان دولت نظامی اعلام کرد که این افراد در حال فرار از زندان کشته شده اند.

بیدلا معمار « جنگ کثیف » تلقی می شود که طی سال های ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۳ در دوران حکومت دیکتاتوری وی بر آرژانتین حاکم بود و طی آن حداقل ۳۰ هزار نفر از مخالفان دولت نظامی به قتل رسیدند. در سال ۱۹۸۵ خورخه رافائل بیدلا به جرم قتل، ارتکاب شکنجه و جرائم دیگر به حبس ابد محکوم شد اما پنج سال بعد کارلوس منم رئیس جمهور وقت آرژانتین وی را عفو کرد.

اما دیوان عالی آرژانتین در سال ۲۰۰۷ حکم عفو وی را لغو کرد و از آن زمان تعداد بیشتری از پرونده های جنایی علیه وی تشکیل شده است.

به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس پرونده قتل ها در شهر کوردوبا در آرژانتین اولین بخش محاکمه دیکتاتور سابق است و حداقل دو مجموعه پرونده دیگر در ماههای آینده در دادگاه مطرح خواهد شد. یکی از این موارد مربوط به دزدیدن ده ها نوزاد از زندانیان سیاسی است که بعدا اعدام شدند.

میگل سبایوس وکیل مدافع خانواده قربانیان جنایت در کوردوبا می گوید اهمیت این پرونده در آن است که زندانیانی در این شهر اعدام شده اند که در حکومت غیرنظامی بازداشت شده بودند و حتی قبل از آنکه محاکمه ای صورت بگیرد توسط عاملان حکومت نظامی اعدام شدند.

پدر میگل سبایوس که خود از فعالان چپ گرا بود و قبل از وقوع کودتا دستگیر شده بود. پس از کودتای ۲۴ مارس ۱۹۷۶ وی همراه تعداد بسیاری از همفکرانش توسط ماموران حکومت نظامی از سلول های زندان شهر کوردوبا خارج شده و در گوشه ای دور افتاده اعدام شدند.

خبرگزاری آسوشیتدپرس می افزاید خورخه رافائل بیدلا و سایر فرماندهان نظامی یک «خونتا» یا شورای نظامی تشکیل دادند که تمام مخالفان سیاسی خود را نابود کرد، کنترل اتحادیه های کارگری را در دست خود گرفت ، رسانه ها و مطبوعات را سانسور می کرد و تحت لوای مبارزه با کمونیسم و خرابکاران هزاران فعال سیاسی و حقوق بشر را به قتل رساند.
شرکای جرم بیدلا عبارتند از لوسیانو بنجامین منندز ژانرال سابق ارتش که فرماندهی مبارزه با به اصطلاح خرابکاران در دشت های گسترده آرژانتین برعهده داشت و همچنین ۳۲ افسر ارشد سابق ارتش و پلیس و همینطور چند مقام غیر نظامی در حکومت دیکتاتوری آرژانتین.

میگل سبایوس وکیل مدافع یک گروه از خانواده قربانیان می گوید که بیدلا به عنوان فرمانده ارتش و رئیس خونتا، کسی بود که تمام فرامین را صادر می کرد. او در کتاب زندگینامه اش به نام « دیکتاتور» که در سال ۲۰۰۱ چاپ شد می نویسد: «من از همه چیز که اتفاق می افتاد با خبر بودم. من در راس همه امور بودم.»

بیدلا زمانی که در قدرت بود منکر مفقود شدن مخالفان می شد. او در یک کنفرانس خبری در سال ۱۹۷۷ گفت :« ما در آرژانتین چیزی به اسم مفقود شدگان نداریم.»

در سال ۱۹۷۸ همزمان با برگزاری جام جهانی فوتبال در آرژانتین در فاصله کوتاهی از استادیوم های فوتبال، زندانیان سیاسی و مخالفان دولت نظامی در زندان های مخفی شکنجه و اعدام می شدند.

دیکتاتور سابق آرژانتین، در کشورهای اسپانیا، ایتالیا، فرانسه و آلمان نیز به جرم قتل شهروندان این کشور در حوادث سیاسی آرژانتین تحت تعقیب است. وی در سال های گذشته دوران زندان خود را یا در بازداشتگاه های نظامی و یا در حبس خانگی سپری کرده است. ولی اکنون با وجود اینکه سنش بالاتر است در زندان های معمولی محبوس شده است.

بیدلا و وکلای وی اخیرا در مورد پرونده قتل های شهر کوردوبا اظهار نظری نکرده اند. بیدلا در گذشته گفته بود که در آن سال ها آرژانتین در حال جنگ بود و ماموران نظامی نباید به خاطر این قتل ها بازخواست و یا محاکمه شوند. علاوه بر این وی گفته بود که دستگاه قضایی غیر نظامی را به رسمیت نمی شناسد و فقط محاکمه در یک دادگاه نظامی را می پذیرد.

Friday, July 2, 2010

تحريمهای تازه آمريکا عليه جمهوری اسلامي و انصار حزب الله و بسیج به قانون تبديل شد

ما تحريمهايي را که به صورت کلي و عليه همه مردم ايران اعمال شود نکوهش مي کنيم
اما تحريمهای هوشمندی را که با هدفگيری مشخص عليه جنايتکاران و چپاولگران جمهوری بخش مهمي از عينيت يافتن پشتيباني جهاني از آزاديخواهان ايراني مي دانيم

هنوز نمي توانيم همه جزييات و ابعاد تحريمهای تازه ای را که دهم تير ماه باراک اوباما عليه رژيم جمهوری اسلامي امضا کرد تا به صورت قانون درآيد تحليل کنيم اما بخشهای مهم آن که برای ما در اين رشته نوشته است الزام به شناسايي و پيگرد جنايتکاران و نقض کنندگان حقوق بشر در رژيم جمهوری اسلامي ست.

برپايه اين قانون رييس جمهور آمريکا موظف است ظرف 90 روز نام و نشان جنايتکاران رژيم جمهوری اسلامي را به همراه مستندات آن به کنگره گزارش دهد. در اين قانون صراحتا از جانيان انصار حزب الله و بسيج اراذل نام برده شده است

نام و نشان اين افراد در وب سايت و در نشريات رسمي دولت فدرال درج خواهد شد و تحريمهای ويزا و مسدود شدن حسابهای بانکي آنها به اجرا گذاشته مي شود

همانطور که هيلاری کلينتون پيشتر نيز اعلام کرده بود، تحريمهای سازمان ملل تنها سکويي برای تحريمهای يکجانبه ديگر کشورها و سازمانها هستند تا حکومت جماران را از اين که هست منزوی تر و درمانده تر کنند

از سوی ديگر در اين تحريمها سازمانها و شرکتهايي هم که به حکومت آخوندی تجهيزات شنود و رديابي مخالفان را دهد نيز مشمول تحريمهای سنگين شده اند. از اين پس اگر شرکتي در هرجای جهان با فروش دستگاهها و نرم افزارهای ويژه به جمهوری اسلامي اين رژيم را در رديابي و ايجاد خفقان اينترنتي ياری کند مشمول تحريم شده و ديگر حق ندارند با دولت آمريکا قراردادی ببندند

اين مساله به خصوص اين اهميت را دارد که آمريکا به عنوان بزرگترين اقتصاد جهان بهترين مشتری برای شرکتهای فناوری پيشرفته به شمار مي رود و شرکتي نيست که بتواند سهامدارانش را راضي کند که به خاطر يک معامله با دولت جمهوری اسلامي شرکت را از سود سرشار بازار آمريکا محروم سازد

اصل بخشي از خبر را که به تحريمها عليه نقض کنندگان حقوق بشر در جمهوری اسلامي مي پردازد از بي بي سي فارسي در زير مي خوانيم . برای خواندن همه خبر هم اينجا کليک کنيد


باراک اوباما مصوبه تحریم جمهوری اسلامي را امضا کرد

باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا، مصوبه تحریم گسترده ایران که هفته پیش در کنگره تصویب شد را امضا کرد.

او پنجشنبه (یکم ژوئیه) ساعت ۶:۴۰ دقیقه عصر به وقت واشنگتن این مصوبه را با امضای خود به قانونی لازم الاجرا تبدیل کرد.

...

حقوق بشر

قانونگذاران در بند ۱۰۵ طرح مصوب خود، رئیس جمهوری آمریکا را موظف کرده اند که حداکثر ظرف نود روز پس از امضای این مصوبه، طی گزارشی، اسامی مقام ها یا افرادی در ایران را که مسوول صدور دستور، اجرا یا هدایت اقداماتی در "نقض جدی حقوق بشر" پس از وقایع انتخابات خرداد ۸۸ ایران بوده اند به آگاهی کنگره برساند و در این زمینه، به گروه انصار حزب الله و بسیج اشاره کرده اند.

براساس این مصوبه، گزارش رئیس جمهوری در این زمینه باید در وبسایت وزارت امور خارجه و وزارت خزانه داری آمریکا منتشر و اسامی افراد مندرج در این گزارش به فهرست اشخاص تحت تحریم اضافه شود.

مصوبه کنگره ایالات متحده از دولت این کشور می خواهد که برای مقام های ایران که "ناقض جدی حقوق بشر" تشخیص داده می دهد ویزا صادر نکند و در صورت امکان، به مسدود کردن دارایی های آنها مبادرت ورزد.

کنگره همچنین خواهان افزایش بودجه وزارت امور خارجه آمریکا برای اطلاع رسانی بیشتر درباره وضعیت حقوق بشر در ایران و به ویژه درباره وقایع پس از انتخابات خرداد ۸۸ شده است.

دولت ایران اتهام نقض حقوق بشر از جمله در مواجهه با اعتراضات به نتیجه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری را رد می کند و می گوید آمریکا این اتهام را با اهداف سیاسی مطرح می کند.

Sunday, May 23, 2010

دژخيم به آرايشگاه مي رود

به عادت همه آخوندها و روحانيون مفتخور، اين کهنه آخوند همچنان به هر چيزی دست مي آويزد تا از خود نزد امت هميشه در صحنه چهره ای دانش مدار، الهي و نوراني بسازد


دژخيم جماران به نمايشگاه کتاب مي رود، گردن معلم کرد را با طناب دار مي شکند
رهبر ولايت سفيه به نقد فيلم و سريال مي پردازد و کارگردان آزاديخواه ايراني را مي درد
مديحه گويان بي سواد تر از خود را به خدمت مي گيرد تا نزد مردم شفاعت او را کنند
استاد محمدی در راديو فردا بخشي از اين تلاش مذبوحانه سلاخ پير جماران را افشا مي کند


۱۳۸۹/۰۳/۰۱

کاتب ویژه ولی فقیه روایت می‌کند

توسط مجید محمدی (جامعه‌شناس)

آیت‌الله خامنه‌ای برای هدایت همه امور کشور تا حد خرد ترین دستگاه‌ها و در اختیار داشتن فضای تبلیغاتی هر روز دیدارهای عمومی یا جلسات محدودتر و خصوصی و گاه بازدید دارد. اخبار برخی از این جلسات و بازدیدها توسط دفتری در بیت وی بر اساس مصالح روز تنظیم شده و به رسانه‌ها داده می شود. اما این کارکرد از منظر بیت رهبری کافی نیست. این دیدارها باید در جهت تبلیغ ویژگی‌هایی خاص در رهبری یعنی زهد، نورانیت، سادگی، شادابی و همه‌ خوبی‌های عالم که ذاتی ولایت هستند نیز مورد استفاده قرار گیرد. رادیو و تلویزیون دولتی این دیدارها را پوشش داده و تلاش می کنند چهره ای نورانی و ربانی از وی به نمایش بگذارند.

همچنین دفتر حفظ و نشر آثار وی کس یا کسانی را برای این منظور خاص استخدام کرده است تا به عنوان حاشیه نویسی در مقام کاتب رهبری به مداحی روایت گونه وی بپردازند و این متون در اختیار رسانه‌ها قرار گیرد. انتشار این متون در رسانه‌های ظاهرا غیر دولتی مثل سایت‌های تابناک و الف به معنای وفاداری آنها به رهبری تلقی می شود و در عین حال توجیه گر برخی انتقادات آنها به دولت احمدی نژاد خواهد بود. اما رسانه‌های دیگری مثل کیهان، فارس نیوز و رجانیوز از نشر این مداحی‌های روایت گونه بازداشته شده‌اند تا بدنامی رسانه، پیام را بیش از متن آن نیالاید.

غیر از این نوع مداحی‌ها، پس از سرکوب‌های مابعد انتخابات، دفتر وی تلاش دارد با مصاحبه‌هایی با افراد نزدیک وی مثل مترجم (خاطرات محمد علی آذرشب، الف، ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۹) یا اعضای دیگر محافل وی، چهره آیت‌الله خامنه‌ای را به عنوان فردی فرهنگ دوست و عالم بازسازی کند.

مداحی روایت گونه

مسئولان دفتر خامنه ای برای امروزین کردن مداحی‌ها و پرهیز از مداحی‌های قاجاری به قالب توصیفاتی که در داستان نویسی‌ها مورد استفاده قرار می گیرد یا دیالوگ نویسی پناه برده‌اند. آنها مداحی را در عباراتی ملموس تر عرضه می کنند در حالی که مداحی در دربار شاهان ایرانی پر بود از اغراق و مبالغه گویی شاعرانه (تشبیه شاه به ماه و خورشید و فلک) که با هرچه مطلقه تر شدن ولایت در ایران می توان انتظار آنها را نیز داشت. به همین دلیل کاتبی آشنا با داستان نویسی برای گزارش دیدارهای عمومی آیت‌الله خامنه‌ای استخدام کرده‌اند. خود وی در توصیف خودش در یکی از حاشیه نویسی‌ها می گوید: «من قرار است حاشیه‌ دیدار را بنویسم نه متن آن را. صحبت‌های رهبر هم حاشیه نیست، پس قاعدتا نباید دنبال صحبت‌های رهبر در این متن گشت. فقط به‌عنوان كسی كه نسبت به داستان و داستان‌نویسی علاقه و آشنایی دارم، نمی‌توانم از بعضی قسمت‌های صحبت‌های ایشان بگذرم.» (حاشیه نویسی دیدار آیت‌الله خامنه‌ای با عوامل سریال یوسف پیامبر، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای، تابناک، ۱۰ آذر ۱۳۸۸)

برای پرهیز از مداحی‌های سبک قاجاری، کاتب حتی در سلسله حاشیه نویسی‌های خود از عناوین پر طمطراق برای کارفرمایش استفاده نمی کند و وی را صرفا "رهبر" می نامد، کاری که اگر روزنامه‌های نیمه مستقل یا نشریات مستقل انجام دهند بسته می شوند (عنوان رسمی وی در مطبوعات دولتی "مقام معظم رهبری، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، و صفات مورد اشاره‌ برای وی "ولی امر مسلمانان جهان"، "مقام عظمای ولایت"، و "معظم له" است).

در این مداحی‌ها تلاش می شود رهبرِ انتقاد ناپذیر، غیر پاسخگو و نظارت ناپذیر به صورت یک انسان متعالی اما معمولی و بدون عیب و نقص در قالبی فتوشاپ شده نمایش داده شود: «دیگر مدت‌هاست در صورتش موی سیاهی نیست و چهره‌اش خبر از سال‌های زیاد عمر می‌دهد. هرچند وقتی صحبت یا سوال می‌كند، خبری از آن كهولت نیست و شادابی جایش را می‌گیرد. عبای قهوه‌ای رنگ تابستانی پوشیده بود و قبای زیتونی رنگ و چفیه‌ای كه حتما توسط كسی درخواست می‌شد تا آخر جلسه. مثل همیشه سر گرداند و همه جمعیت را از نظر گذراند و به چشم‌های حاضران نگاه كرد و آرام سر تكان داد و گفت: من آماده شنیدن هستم.» (حواشی دیدار دست‌اندركاران" دا " با رهبر انقلاب، تابناک، ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۹)

کاتب وظیفه اش این است که جابه جا کارفرمایش را مستقیما هوشمند، یا به نحو غیر مستقیم خوش حافظه، خوش برخورد، متواضع، اهل شنیدن، خوش خلق، مردم دار، و خوش سلیقه معرفی کند. اهل فرهنگ جا زدن آیت‌الله خامنه‌ای از نقاط کلیدی روایت مداحی گونه است: «حاضرم شرط ببندم اگر همه ۷۰-۸۰ نفر حاضر در جلسه - از جمله خودم – همه كتاب‌ها و رمان‌هایی كه خوانده‌ایم را لیست كنیم، هنوز از رهبر كمتر كتاب دست گرفته‌ایم!» (حاشیه نویسی دیدار آیت‌الله خامنه‌ای با عوامل سریال یوسف پیامبر، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای، تابناک، ۱۰ آذر ۱۳۸۸)؛ این جمله معلوم نیست که مدح خامنه ای است یا هجو وفاداران به وی یا هر دو.

رفع و رجوع بحران مشروعیت

دو دهه نقض گسترده‌ و نهدینه حقوق بشر توسط حکومت آیت‌الله خامنه‌ای چوب حراج به مشروعیت نظام مذهبی در ایران زده است. اما وفاداران به رهبری او را مبرا از خطا و اشتباه می داند و منتقدان وی به زندان فرستاده می شوند. اتفاقات فرهنگی کشور فرصتی است برای شستن این سیاهی‌ها از چهره ی نظام و رهبری آن. به همین دلیل خامنه ای پای ثابت نمایشگاه کتاب تهران است: «این اتفاقِ سالانه، تنها نمایشگاه اختصاصی است كه ایشان تا این حد به آن توجه می‌كنند و این توجه باعث شده دست اندركاران حوزه نشر نیز نظرات ایشان را تا حدود زیادی پیگیر شوند. ... مهم‌ترین محصولی كه وقت دیدارها و ملاقات‌ها برای ایشان می‌آورند، كتاب است، دیگر برای همه معلوم شده است رهبر انقلاب اگر قرار بود عضو صنف خاصی باشد، بعد از روحانیت، حتما در صنف نویسندگان و كتاب‌خوان‌ها قرار می‌گرفت. این نوشته گزارشی‌ست از دیدار غرفه‌داران راهروهای ۱۲ تا ۱۶ با هم‌صنفی‌شان، با رهبرشان، به بهانه كتاب‌هایشان.» (حاشیه های بازدید رهبری از نمایشگاه کتاب، پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار خامنه ای، ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۹) کاتب ویژه در این متن القا می کند که رهبر اهل فرهنگ است و نویسندگان، آیت‌الله خامنه‌ای را رهبر خود می دانند.

بحران نفوذ: شور و شوق وفاداران

بخشی از این روایت نویسی‌های سفارشی مربوط می شود به واکنش‌های کسانی که در برابر آیت‌الله خامنه‌ای احساس ضعف کرده و در مقابل وی خضوع می کنند یا وی را مقدس تلقی کرده و چفیه‌اش را برای تبرک می گیرند: «موقع رفتن رهبر یكی از خانم‌ها چفیه را گرفت.» افرادی نیز که با «آقا» دیدار می کنند بشاش توصیف می شوند. (حواشی دیدار دست‌اندركاران" دا " با رهبر انقلاب، تابناک، ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۹)

کاتب مخصوص که در همه دیدارهای «آقا» حضور دارد و مقامات هم وی را می شناسند گاه در نوشته‌هایش خود را از جنس دیدارکنندگان جا می زند: «وقتی رسیدم به انتهای خیابان فلسطین جماعت هنرمند ایستاده بودند ... هر كس به جمع‌شان اضافه می‌شد موجی از خوش و بش بین‌شان بلند می‌شد و دوباره فروكش می‌كرد. سر جمع، سرحال و سرخوش بودند. ایستاده بودند منتظر كه یك نفر كه كارت ملاقات‌ها پیشش بود برسد كه رسید و جماعت داخل شدند. ما هم كمی دیرتر اجازه‌نامه‌مان رسید و رفتیم داخل.» (حاشیه نویسی دیدار آیت‌الله خامنه‌ای با عوامل سریال یوسف پیامبر، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای، تابناک، ۱۰ آذر ۱۳۸۸)

«آقا» از نظر کاتب یا کاتبان آن چنان پر هیبت است که وقتی مردم با وی برخورد می کنند هول می شوند. (حاشیه های بازدید رهبری از نمایشگاه کتاب، پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار خامنه ای، ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۹) در حاشیه نویسی‌ها دیدارگنندگان چنان تصویر می شوند که از مدت‌ها آرزوی دیدار آیت‌الله خامنه‌ای را داشته آند و اکنون رویایشان تعبیر شده است. حاشیه نویش چهره‌ای حقیر و ذلیل از مردم ایران در برابر رهبری به تصویر می کشد.

رفع و رجوع بحران محبوبیت

در این حاشیه نویسی ها مردم کوچه و بازار واله و شیدای خامنه ای جلوه داده می شوند: «نماینده غرفه پیام كلیدر كه زنی مسن و سرزبان‌دار بود؛ احساساتی شده بود و داشت می‌پرسید واقعا آقا می‌آید... الان نمی‌دونم چه جوری می‌خوام ایشونو ببینم... از صبح به حال خودم نیستم... یعنی آقا غرفه‌های ما مستضعف‌ها هم می‌یاد؟ ... ان شاءالله... امروز چه روز خوبیه اگر آقا بیاد... بركت با خودشان می‌آورند برای ما...
و این دومین نفری است كه درباره بركت حرف می‌زند. انگار مردم مفهوم بركت را بهتر می‌فهمند تا مسوولان و اساتید اقتصاد خرد و كلان!» (حاشیه های بازدید رهبری از نمایشگاه کتاب، پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار خامنه ای، ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۹)

ترویج تقدس «آقا»

هدف از این حاشیه نویسی ها نمایش تقدس «آقا» در میان توده‌ها بالاخص در میان تحصیل‌کردگان و متخصصان و اهل فرهنگ است: «رهبر كه پا داخل سالن گذاشتند مهندس‌ها از این طرف و آن طرف پیدا می‌شدند و می‌آمدند دست رهبر را می‌بوسیدند.» (حاشیه‌های خواندنی بازدید رهبر انقلاب از نمایشگاه صنعت خودرو، پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار خامنه ای، تابناک، ۱۱ فروردین ۱۳۸۹)

توزیع چفیه (نمادی که هیچ ربطی به فرهنگ ایرانی و حتی شیعه ندارد) و میل شدید «رعایا» برای گرفتن چفیه بیت الغزل این حاشیه نویسی هاست که در همه آنها تکرار می شود که این از نگاه اداره کنندگان دفتر آیت‌الله خامنه‌ای باید بیانگر نوعی کسب تقدس از مقام ولایت باشد: «وقتی رهبر نزدیك غرفه پیام كلیدر شد، آرام رفتم داخل غرفه تا رهبر را از روبه‌رو ببینم. ... دختر دیگری هم از غرفه‌ای دیگر آمده بود برای دیدن ایشان. رهبر كه رسید به غرفه، زن با دست‌پاچگی گفت: سلام آقاجان، فدات بشم الهی و رهبر آرام و با لبخند جواب دادند: خدا نكنه.
- خیلی خوش آمدید.
- زنده باشید.
- قدم روی چشم ما گذاشتید... چقدر من خوشحالم... آقا می‌شه خواهش كنم چفیه‌تان...
- یك چفیه به من بدید...
رهبر در آن لحظه چفیه نداشت. یعنی غرفه‌دارها امان نمی‌دادند. یك نفركه همراه گروه می‌آمد چفیه‌ای به رهبر داد و رهبر چفیه را به لب‌هایش نزدیك كرد و چیزی خواند و داد به زن. دختر جوان هم كه خودش را در غرفه جا كرده بود، چفیه‌ای گرفت و قرآنی داد به رهبر تا تبركا چیزی در آن بنویسند. رهبر نگاهی به دختر كرد و گفت: قرآن را من تبرك كنم؟ بعد قرآن را بوسید و گذاشت روی میز.
زن دو كتاب به سمت رهبر گرفته بود و می‌خواست رهبر امضایشان كند: آقا اینها كتاب‌های شوهرمه، می‌شه به یادگار چیزی بنویسید یا امضا كنید؟ شوهرم عاشق شماست... من فدای شما بشم...» (حاشیه های بازدید رهبری از نمایشگاه کتاب، پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار خامنه ای، ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۹)

مردم برای چفیه «آقا» سر و دست می شکنند: «در غرفه تمدن ایرانی سه خانم ایستاده بودند كه فقط یكی‌شان كارت داشت. معلوم بود دو نفرشان خودشان را چپانده‌اند آنجا كه رهبر را ببینند و لابد چفیه‌اش را بگیرند.» (حاشیه های بازدید رهبری از نمایشگاه کتاب، پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار خامنه ای، ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۹)؛ «صحبت‌های رهبر كه تمام شد پایین آمد، مدیرعامل سایپا جلو رفت و چفیه ایشان را گرفت. یكی از مهندس‌های سالن كه كنار من ایستاده بود زد روی دستش و گفت: ای كه هی! دیدی چه كار كرد. كلی نقشه كشیده بودم برای آن چفیه!» (حاشیه‌های خواندنی بازدید رهبر انقلاب از نمایشگاه صنعت خودرو، پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار خامنه ای، تابناک، ۱۱ فروردین ۱۳۸۹)

***

از نوع نوشته‌های این کاتب یا کاتبان و اشارات مربوط به دیدارهای آیت‌الله خامنه‌ای و سخنانی که مسئولان به وی گفته‌اند بر می آید که در همه برنامه‌های عمومی آیت‌الله خامنه‌ای حضور دارند و این شغل پس از رسوایی‌های سرکوب های دوران انتخابات (کهریزک، کوی دانشگاه، کوی سبحان، تهدیدهای نماز جمعه ۲۹ خرداد ۱۳۸۸ توسط خامنه ای، قتل ها، شکنجه ها، تجاوزها و دادگاه های نمایشی) به عنوان شغلی سازمانی در بیت وی تعریف شده است. حتی اگر مستقیما به کاتبان حقوقی پرداخت نشود به طور مستقیم با سکه دادن یا خرید آثار آنها توسط دستگاه‌های دولتی یا واگذاری پروژه‌های فرهنگی زحمات این افراد جبران می شود.


باورهای يک تبعيدی

هر از هزار ايميل، گاهي يک ايميل به دستم مي رسه که به دلم مي نشينه
اين يکي از اونهاست يک مقدار عربي زدايي کردم تا ايرانيهای بيشتری باهاش حال کنند
زماني به همه اينها باور داشتم. اينک اما.. نمي دونم .. فکر کنم آن کس که در من به اينها باور داره اکنون جايي درون من، در ژرفای روانم خودش رو پنهان کرده و با سرسختي به اين باورهاش چسبيده

من باور دارم ...
که بگومگوی دو نفر با هم به معنى اين که آن‌ها همديگر را دوست ندارند نيست
و بگومگو يا زدوخورد نکردن دو نفر با هم نيز الزاما به اين معني نيست که آن‌ها همديگر را دوست دارند،


من باور دارم ...
که هر چقدر دوستمان خوب و يکرنگ باشد هر از گاهى از هم دلخور مي شويم و ما بايد بدين خاطر او را ببخشيم.


من باور دارم ...
که دوستى راستين همواره رشد مي کند حتى در دورترين فاصله‌ها. عشق راستين نيز همين گونه است.


من باور دارم ...
که ما مى‌توانيم در يک لحظه کارى کنيم که براى همه ی زندگيمان دل ما را به درد آورد.


من باور دارم ...
که زمان زيادى نياز است تا من همان آدم بشوم که مى‌خواهم.


من باور دارم ...
که هميشه بايد کسانى که صميمانه دوستشان دارم را با واژه های زيبا و دوستانه ترک گويم زيرا ممکن است واپسين بارى باشد که آن‌ها را مى‌بينم.


من باور دارم ...
که ما مسوول کارهايى هستيم که انجام مى‌دهيم، صرفنظر از اين که چه احساسى داشته باشيم.
من باور دارم ...
که گاهى کسانى که انتظار داريم در مواقع پريشانى و درماندگى به ما ضربه بزنند، به کمک ما مى‌آيند و ما را نجات مى‌دهند.


من باور دارم ...
که گاهى حق دارم که خشمگين باشم امّا اين به من اين حق را نمى‌دهد که ستمگر و بي انصاف باشم.


من باور دارم ...
که بلوغ بيشتر به انواع تجربياتى که داشته‌ايم و آنچه از آن‌ها آموخته‌ايم بستگى دارد تا به اين که چند بار جشن تولد گرفته‌ايم.


من باور دارم ...
که هميشه کافى نيست که توسط ديگران بخشيده شويم، گاهى بايد ياد بگيريم که خودمان هم خودمان را ببخشيم.


من باور دارم ...
که صرفنظر از اين که چقدر دلمان شکسته باشد دنيا به خاطر غم و اندوه ما از پويش باز نخواهد ايستاد.


من باور دارم ...
که زمينه‌ها و شرايط خانوادگى و اجتماعى برآنچه که هستم تاثيرگذار بوده‌اند امّا من خودم مسوول آنچه که خواهم شد هستم.


من باور دارم ...
که نبايد خيلى براى کشف يک راز کند و کاو کنم، زيرا ممکن است براى هميشه زندگى مرا دگرگون کند.


من باور دارم ...
که دو نفر ممکن است دقيقاً به يک چيز نگاه کنند و دو چيز کاملاً متفاوت را ببينند.


من باور دارم ...
که زندگى ما ممکن است ظرف تنها چند ساعت توسط کسانى که حتى آن‌ها را نمى‌شناسيم دگرگون شود،


من باور دارم ...
که گواهى‌نامه‌ها و تقديرنامه‌هايى که بر ديوار می آويزيم براى ما گرانمايگي و آبرو به ارمغان نخواهند آورد.


من باور دارم ...
که کسانى که بيشتر از همه دوستشان دارم الزاما بيش از همه در زندگيم نخواهند پاييد،


من باور دارم ...
«شادترين مردم حتماً کساني نيستند که بهترين چيزها را دارند بلکه کساني هستند که از چيزهايى که دارند بهترين بهره برداری را مى‌کنند.»

Friday, April 9, 2010

از ديد ولايت وقيح و ضرغامي، خبرچين هم يک جور خبرنگار به حساب مي آيد

خبرنگار حکومت اسلامي خبرچين و جاسوس آخوندها و قاچاقچي اسلحه از کار در آمد
کسي نيست که نداند همه وابستگان رژيم جمهوری اسلامي در خارج از کشور بايد آزمونهای نوکری و سرسپردگي به رژيم ددمنش خامنه ای را با موفقيت پاس کرده باشند تا بتوانند به خارج اعزام شوند

اين مساله حتي درمورد کادرهای به ظاهر غيرسياسي مانند خبرنگار و آموزگاران مامور به خارج از کشور هم درست است.
به تازگي يکي از اين خبرچينهاي فرومايه در ايتاليا دستگير شده است و هر روز نکته های تازه بيشتری درباره جنايتهای اين رژيم را برملا مي کند

جمهوری اسلامي هم که خود بزرگترين زندان خبرنگاران شناخته شده است يادش افتاده که بايد از خبرنگار و آزادی بيان دفاع کند و برای اين که بيش از اين جنايتها و جاسوسيهايش آشکار نشود به شدت در تلاش است که دولت ايتاليا را وادارد تا اين خبرچين و قاچاقچي اسلحه را آزاد کند
متن خبر را از راديو فردا بخوانيد:

۱۳۸۹/۰۱/۱۸
اتهام تازه به معصومى نژاد؛ «ايتاليا قصد ندارد در برابر جمهوری اسلامي كوتاه آيد»
توسط محمدرضا کاظمی
طبق گزارش منابع خبرى در جمهوری اسلامي، مقامات قضايى ايتاليا در آخرين اظهارنظر خود درباره حميد معصومى نژاد، خبرنگار واحد مركزى خبر صدا و سيما، وى را مامور ارشد وزارت اطلاعات جمهوری اسلامي خوانده اند.

مقامات مذكور در اين ارتباط به اطلاعات به دست آمده از استراق سمع مكالمات آقاى معصومى نژاد اشاره كرده اند و گفته اند وى همچنين مامور شده بوده تا از ايرانيان مخالف حكومت جمهورى اسلامى جاسوسى كند.

حميد معصومى نژاد كه سال ها به عنوان خبرنگار صدا و سيما در رم مشغول كار بود چندى پيش به اتهام قاچاق سلاح در شهر ميلان ايتاليا بازداشت شد.

در ارتباط با اتهامات جديد مقامات قضايى ايتاليا عليه وى، رادیو فردا گفت و گويى با نازنين روناسى، روزنامه نگار جمهوری اسلاميى مقيم رم، انجام داده است.



رادیو فردا: آخرين موضع گيرى مقام های قضایی ايتاليايى در باره بازداشت آقای معصومی نژاد چیست؟

نازنين روناسى: از سوم مارس كه معصومى نژاد بازداشت شده تا كنون شايعات زيادى در مورد اين خبرنگار وجود داشته است، در درجه اول اين كه او را موقع جابجايى اسلحه دستگير كرده اند. ولى بايد در نظر بگيريم دولت ايتاليا خيلى محافظه كارانه با اين مسئله برخورد مى كند و اكنون هم اتهام جديدى به او وارد شده مبنى بر اين كه افسر وزارت اطلاعات است، هنوز اين مسئله را نه با يقين اعلام مى كنند و نه روى آن تاكيد دارند.

من در سايت ها و روزنامه هاى خبرى ايتاليا خواندم كه اتهام وارد شده جديد بايد مورد تحقيق بيشتر قرار گيرد. شخص رییس جمهور و نخست وزير ايتاليا بر اين ماجرا شديداً نظارت دارند، چون مى دانند اين مسئله مى تواند ارتباط جمهوری اسلامي و ايتاليا را بدتر كند.

جمهوری اسلامي به دستگيرى آقاى معصومى نژاد اعتراض و اتهامات علیه او را رد كرده است و گفته كه دستگيرى او دلايل سياسى دارد. موضع دولت ايتاليا در قبال جمهوری اسلامي چيست؟

اين يك ماه كه معصومى نژاد را در زندان نگه داشته اند، نشان مى دهد دولت ايتاليا بر مواضع خود پافشارى دارد و قصد ندارد در برابر تهديدهاى دولت جمهوری اسلامي كوتاه بيايد.

بعد از مطرح شدن اتهام دوم كه معصومى نژاد را مأمور وزارت اطلاعات دولت جمهوری اسلامي معرفى مى كند، رسانه هاى ايتاليا از حمايت شديد دولت جمهوری اسلامي از اين خبرنگار انتقاد كرده اند و براى آنها مسخره است كه دولت جمهوری اسلامي خبرنگارى را كه مستقيماً درلحظه ارتكاب جرم دستگير شده حمايت مى كند در حالى كه بسيارى از ژورناليست هاى واقعى جمهوری اسلامي در زندان هاى جمهورى اسلامى به سر مى برند و هيچكس به آنها توجهى نمى كند و دولت جمهوری اسلامي نسبت به اين امر كاملاً بى تفاوت است.

شما اشاره كرديد كه آقاى معصومى نژاد در لحظه ارتكاب جرم دستگير شده است. چه اطلاعات معتبرى دراين رابطه وجود دارد؟

دستگيرى آقاى معصومى نژاد در حين انتقال اسلحه بوده و خبر فعلاً در همين حد است. حتى در هنگام دستگيرى عنوان نشده كه او خبرنگار واحد مركزى خبر است، يعنى به عنوان قاچاقچى اسلحه دستگير مى شود و بعد مشخص مى گردد كه خبرنگار واحد مركزى خبر هم بوده است.

گويا مقام هاى ارشد ايتاليا نسبت به اين مسئله حساسيت دارند. علت اين حساسيت به دليل روابط اقتصادى با جمهوری اسلامي است؟

ايتاليا هميشه مراقب روابط اقتصادى و سياسى خود با جمهوری اسلامي بوده است. حتى حمله بسيجى ها به سفارت ايتاليا در تهران با اين كه مى توانست واكنش هاى تندترى را به دنبال داشته باشد، اما دولت ايتاليا دست به عصا با اين مسئله برخورد كرد كه به طور يقين به خاطر روابط اقتصادى زيادى است كه بين دو دولت وجود دارد.

در مورد قضيه معصومى نژاد هم دولت ايتاليا معتقد است اگر اتهام هاى وارده به معصومى نژاد صحت داشته باشد، در طى چند سالى كه (وی) در ايتاليا فعال بوده خسارت هاى زيادى را به دولت، مردم و كشور ايتاليا وارد كرده است. البته در برابر هر متهم ديگرى هم حساسيت ها زياد است و در سيستم هاى قضايى چنين حساسيت هايى وجود دارد، چون آنها به راحتى جرمى به كسى نسبت نمى دهند و كسى را متهم نمى كنند. البته در مورد معصومى نژاد مسئله حساس تر است چون روابط بين المللى بين كشورها پيش مى آيد.

آيا تاريخ محاكمه آقاى معصومى نژاد مشخص است؟

هنوز نه، چون در مرحله اثبات جرايم قرار دارند.

Thursday, April 1, 2010

خانواده های آزاديخواهان دربند را دريابيم

سالي سخت و پرفشار است برای همه ايرانياني که جيره خوار رژيم ولايت سفيه نيستند و حاضر نشده اند نان خودفروشي همکاری با جنايتکاران را بخورند

برای آنان که نان و کره رانت های اقتصادی و سفارش پسر حاج آقا فلان را بر سفره خود نخواسته اند، چيز زيادی بر سفره نيست

با اينهمه شما ای ايراني آزاده شايد بتوانيد قدری از دردهای آناني که نان آورشان را به بند کشيده اند بکاهيد
هستند بسيار کودکاني که رخت عيد نداشته اند و برای فردای مدرسه، مادر نمي داند که چگونه توشه ای برايشان لقنه کند که باعث خواريشان نزد همسالان و هم مدرسه ای ها نشود

زنانی هستند که هر روز ناگزيرند دربرابر نگاه و زبان نيشدار صاحبخانه که کرايه خانه چند ماهه اش را مي خواهد نگاه بر زمين بدوزند و دردمندانه مهلتي باز بيشتر بخواهند

دريابيد، خانواده اسيران به بندکشيده شده توسط دژخيم جماران را دريابيد

Saturday, March 20, 2010

عکس فاشيستها و جوجه جنايتکاراني که به خانه کروبي حمله کردند





حمله اين جنايتکاران سازماندهي شده در واقع ارزش تاکتيکي ندارد اما آن چه برای صحنه گردانان سپاه و بسيج و نيروی انتظامی مهم است این است که واکنش مردم در برابر این جنایتها را براورد کنند.
به این ترتیب آنها در می یابند که تا چه حد بیشتر می توانند پیش بروند و ضربه های بعدی را به رهبران مردم و جنبش سبز وارد کنند
ارزش دیگر این کار برای آنها این است که جوجه جنایتکاران تازه کار را به آزمایش می گیرند. همانطور که مربی فوتبال در بازیهای غیرحیاتی به جای بازیکنان اصلی بازیکنهای تازه کار را به میدان می فرستند تا آنها را ارزیابی کنند، سپاه و بسیج که بسیاری از نیروهای ارزشی آنها در اين مدت يا به درک رفته اند يا بریده اند و يا لورفته اند، گرگهای تازه دندون دراورده را در این عملیات به میدان می فرستند تا هم از سرسپردگی آنها در عمل مطمئن شوند و هم به آنها تجربه جنايت و تجاوز به حریم مردم را داده باشند

در بالاعکس چند تايي از این نو -نکبتها را که در اسفند 88 با پشتیبانی نیروی انتظامی به خانه کروبی حمله کردند را می بینید

Sunday, March 14, 2010

ترانه ندای سهراب

ترانه ندای سهراب
خبر اومد زمستون داره می‌‌ره
سکوت از شهر تیره پر می‌‌گیره
نگاه کن پای آزادی این خاک
داره قشنگ‌ترین گلها می‌‌میره
داره قشنگ‌ترین گلها می‌‌میره
خبر اومد که مردم تو خیابون
تموم عاشقا جمعند تو میدون
خبر اومد ندا غلتیده در خون
نذاره جون بده آزادی آسون
نذاره جون بده آزادی آسون
خبر اومد که سینش سرخه خرداد
تمومه شهر پر از آتیش و فریاد
خبر اومد که خون شد قلب سهراب
ترانه رو سوزونده دست بیداد
ببار ‌ای آسمون بر این شب تار
که عاشقا رو می‌‌بندند به رگبار
جواب حق ما سرب و گلوله است
ولی‌ جنگل نمی‌‌میره تبردار!

نام شاعر را نمي شناسم اما چه باک، زبان همه آزادمنشان ايران همين است

Sunday, February 21, 2010

کيش اير آبروی ايرانيان را به بازی مي گيرد، ناجا سرمهماندار را اخراج مي کند


ميهن فروشاني که کيش اير را باسرمايه های ايرانيان تصاحب کرده اند، آن قدر بي همت و غيرت بوده اند که نرم افزار نقشه پرواز هواپيما را که به سفارش برادران عرب آنها ساخته شده است در هواپيمای ايراني به کار برده اند و چشم بر روی اين ننگ بسته اند که در اين نقشه که به مسافران نمايش داده شده است واژه خليج پارس را به خليج عربي جعل کرده اند

امکان ندارد کسي ايراني باشد و به اين مساله حساسيت نداشته باشد مگر احمدی نژاد که اين ننگ را پذيرفت که زير تابلویی بنشيند که در آن چنين دروغي نقش بسته بود و ناسزا مديراني که احمدی نژاد و امثال او بر سرکار بنشانند

هنگامي که در پروازی اين نقشه نمايش داده مي شود، گروهي از مسافران ايراني به کاربرد اين نقشه جعلي آن هم در يک هواپيمايي ايراني اعتراض مي کنند

سرميهماندار يوناني هواپيما تلاش مي کند تا جو را آرام کند و آن طور که روتين های قانوني مشخص کرده است بحران را بنشاند تا امنيت پرواز به خطر نيفتد

ما نمي دانيم که در کابين چه گذشته است اما چند چيز را مي دانيم:

ا) مسوولان وطن فروش کيش اير که دستور خريد و بهره برداری از اين نقشه را صادر کرده اند قطعا آگاهانه اين ننگ را به ايران تحميل کرده اند

2) تا کنون شکايتهای فراواني از اين نرم افزار به کيش اير ارايه شده است و در رسانه ها چاپ شده است اما مسوولان کيش اير همه آنها را ناديده گرفته اند

3) اين که ناجا سرمهمانداری که برای فرونشاندن بحران و به خطر افتادن جان مسافران کسي يا کساني را به بازداشت يا برخورد قانوني تهديد کرده باشد اخراج کند به معني ميهن پرستي يا خدای ناکرده غيرت آنها درباره نام خليج فارس نيست!!! تنها خواسته اند با اخراج يک خارجي مجرم اصلي که همان مديران کيش اير هستند را از انتقاد مصون دارند و اين طور جلوه دهند که بله ما اعتراض مردم به سرمهماندار را رسيدگي کرديم

اصل خبر از راديوفردا:

مهماندار یونانی هواپیمایی "کیش ایر" از ایران اخراج شد

۱۳۸۸/۱۲/۰۲
یک مهماندار یونانی هواپیمایی کیش ایر به دلیل درگیری لفظی با مسافران بر سر نام خلیج فارس امروز (یکشنبه) از ایران اخراج شد.
به گزارش خبرگزاری فارس رییس پلیس مهاجرت و اتباع خارجی ناجا دلیل این اقدام را "رفتار ناشایست و اقدام غیرمسئولانه" خوانده است.
طبق این گزارش در یکی از پروازهای هواپیمایی کیش ایر روی مانیتور اعلام مسیر از نام "خلیج عربی" استفاده شده که این امر با اعتراض برخی از مسافران روبرو شده است.
خبرگزاری فارس می افزاید سرمهماندار یونانی پرواز این موضوع را توجیه کرده و با اشاره به امنیت پرواز، معترضان را به بازداشت تهدید کرده است.

Monday, February 15, 2010

رژيم خلافت اسلامي و سيستم پاداش و کيفر مهرورزانه

به مرده لگد نمي زنند!!! بله مي دانيم که تشت رسوايي جمهوری اسلامي و قوه غذاييه دست نشانده سپاه و بسيج از بام افتاده است. فقط برای آن دسته از سپاهيان و بسيجياني که هنوز صدای اين تشت و کوس رسوايي را نشنيده اند يا خود را به نشنيدن مي زنند اين خبر را که همزمان در رسانه ها منتشر شده است دوباره درج مي کنيم

آنهايي که هنوز باور ندارند همه ی جنايتها، ترورها و تجاوزها به دستور خود خامنه ای و اراذل بيت مقام کريه رهبری است خوبست بدانند که چگونه آدمکش اجيری که ده سال پيش حکم پانزده سال زندان برای شليک به يک مخالف رژيم را دريافت کرد چگونه پس از چند ماه با عفو ديو جماران آزاد شد و اينک نيز حکم رياست را از دستان يک محکوم به زندان ديگر (نقدی) دريافت مي کند

اين در حاليست که نويسندگان و آزاديخواهان ايراني که دستشان به خون و ناموس کسي آلوده نشده است و جز با قلم سروکاری ندارند هر روز به گناه بي گناهي شکنجه،شده، مورد تجاوز قرار مي گيرند و هر روز حکمهای سنگين بيدادگاههای خليفه را دريافت مي کنند


ضارب سعيد حجاريان به رياست امور ايثارگران بسيج سپاه پاسداران منصوب شد

پايگاه اينترنتی جرس خبر داده است که سعيد عسگر به عنوان رييس امور ايثارگران بسيج سپاه پاسداران منصوب شده است. سعيد عسگر در اسفند ماه سال ۱۳۷۸ سعيد حجاريان، عضو ارشد حزب مشارکت و عضو شورای شهر تهران، را در مقابل ساختمان شورای شهر ترور کرد. دادگاه او را به اتهام ترور به ۱۵ سال زندان محکوم کرد اما وی بعدها آزاد شد. سعيد عسگر در ناآرامی های دانشجويی سال ۱۳۸۲ نيز رهبری حمله به خوابگاه دانشجويان در محله طرشت را به عهده داشت

Friday, February 12, 2010

کوسه ها، ماهیها، آدمها

برتولت برشت

دختر كوچولوی صاحبخانه از آقاي " كي" پرسيد:

اگر كوسه ها آدم بودند، با ماهي هاي كوچولو مهربانتر ميشدند؟

آقای كي گفت : البته ! اگر كوسه ها آدم بودند،

توی دريا براي ماهيها جعبه های محكمي ميساختند،

همه جور خوراكي توی آن ميگذاشتند،

مواظب بودند كه هميشه پر آب باشد.

هوای بهداشت ماهی های كوچولو را هم داشتند. برای آنكه هيچوقت دل ماهي كوچولو نگيرد،

گاهگاه مهماني های بزرگ بر پا ميكردند،

چون كه

گوشت ماهي شاد از ماهي دلگير لذيذتر است !

برای ماهی ها مدرسه ميساختند

وبه آنها ياد ميدادند

كه چه جوری به طرف دهان كوسه شنا كنند

درس اصلي ماهيها اخلاق بود

به آنها مي قبولاندند

كه زيبا ترين و باشكوه ترين كار برای يك ماهي اين است

كه خودش را در نهايت خوشوقتي تقديم يك كوسه كند

به ماهی كوچولو ياد ميدادند كه چطور به كوسه ها معتقد باشند

و چه جوری خود را برای يك آينده زيبا مهيا كنند

آينده يی كه فقط از راه اطاعت به دست ميآييد

اگر كوسه ها ادم بودند،

در قلمروشان البته هنر هم وجود داشت:

از دندان كوسه تصاوير زيبا و رنگارنگي مي كشيدند،

ته دريا نمايشنامه به روی صحنه ميآوردند كه در آن ماهي كوچولو های قهرمان

شاد و شنگول به دهان كوسه ها شيرجه ميرفتند.

همراه نمايش، آهنگهاي مسحور كننده يی هم مينواختند كه بي اختيار

ماهيهای كوچولو را به طرف دهان كوسه ها ميكشاند.

در آنجا بي ترديد مذهبی هم وجود داشت

كه به ماهيها می آموخت

"زندگي واقعي در شكم كوسه ها آغاز ميشود"