Monday, July 26, 2010

چرا خليفه جهان اسلام از مرده بزرگواران نيز مي هراسد


من با همه انديشه های شاملو همرای نيستم. بويژه آنجا که به بزرگواراني چون فردوسي و به سبکهای کلاسيک شعر پارسي مي تازد
با اين همه بيشتر سروده ها و نوشته هايش و نيز سلوکش در دوری جستن از پليدی همکاری با خلافت اسلامي، برگهای درخشان، و فراتر از آن، درختهای تنومندی در سرزمين آزاديخواهي ست که خستگان را سايه و ميوه مي بخشد و رهروان را سنگ نشاني ست

جمهوری اسلامی آنچنان از او مي هراسد که ديروز و در دهمين سالگرد درگذشت اين شاعر ايراني، اجازه برپايي مراسم سالگرد را از خانواده و دوستدارانش دريغ کرد و به بهای بي آبرويي - که البته نزد آنها بهايي نيست - آن جمع را پراکند

از جمله شعرهايي که به کوتاهي خار در چشم خامنه ای و مصباح پرستان مي کند، اين شعر است که سرنوشت نهايي آنها را هشدار مي دهد. همين تکه سروده به تنهايي نشان مي دهد که چرا اين ددمنشان که اينهمه بوق های تبليغاتي و اينهمه بي سواد و بي خرد برای پيروی دارند، اينچنين از او مي هراسند

باش تا نفرین دوزخ از تو چه سازد

که مادران سیاه پوش

داغدار زیباترین فرزندان آفتاب

هنوز از سجاده ها سر بر نگرفته اند

No comments:

Post a Comment